عنوان پروژه :
نقد روانکاوانه
دانشیار محترم :
سرکار خانم کاشانی خطیب
نویسندگان :
مریم حسینی سهی ، سیده سمیرا صدرنژاد ، مهلا ناصری
گروه :
ادبیات
پایه :
اول

نحوه ی کاربردروانکاوی درنقدادبی دستخوش دگرگونی های بسیاری شده زیرا وقوع تحولات جدیددرهردوی این زمینه ها،سبب تغییراتی درشیوه ی انجام نقدگردیده است.درنتیجه توجه منتقدازروانشناسی به خواننده وفراترازخواننده به رابطه ی نویسنده،خواننده،متن وزبان معطوف گردیده است.(حسین پاینده ، 1387 )
درابتدای پیدایش نقدروانکاوانه،ادبیات عمدتابرده ی سخن اربابانه ی روانکاوی بودوبرایاعتباربخشیدن به یافته های بالینی آن استفاده می شد. (دکترمحمدصنعتی،1383)
دراین پروژه تعدادی ازاشعارمولاناراموردبررسی ونقدیونگی قرارداده شده تا اثبات شودمولانا درچه شرایطی وباچه اهدافی آثارش رادرغزلیات شمس سروده ومنظور وی ازسرودن این آثارچه بوده است .
به گفته مرشدش حضرت شمس:
من گنگ خواب دیده و عالم تما م کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

یونگ ، فروید ، آدلر ، مولانا ، نقد روانکاوانه ، نقد ادبی

امروزه نقدروانکاوانه ازجمله روش های نوین تحلیل ادبی(نقدادبی)می باشد.
روانکاوی درآغازدرپی یافتن چگونگی پدیده هاوکارکردهای ذهن،تابتوان نقش تعیین کننده ی نیت ها،آرزوها،اشتیاق هاوانگیزه های برخاسته ی ذهن رادرشکل گیری رفتارهای فردویاعلامت های اختلال رفتاردریابد.
تمامی گفتمان روانکاوی دراین است که چه چیزمی تواندخوانده شودوچه چیزدرفراسوی آنچه شخص رابه گفتن واداشته می تواندخوانده شود.درگفتمان روانکاوی به گفته ی نشانگربه جزآن معنایی که دارد؛معنای دیگری داده شده است.
اهمیت وضرورت تحقیق:می توان درحالت روحی بشر که ادبیات صحنه ی نمایش آن است به جست وجوپرداخت.وازسوی دیگرابزاری است مناسب برای شناخت شخصیت وحالات روحی خالق اثر. با کمک این تحقیق می توان درباره ی کار کرد های ذهن خالق اثر یا نقش تعیین کنده ی نیت ها و آرزو هایی را که برخاسته از ذهن بوده است و در شکل گیری رفتار های خالق اثر تاثیر داشته تامل کرد .
مقدمه ومبانی نظری:نحوه ی کاربردروانکاوی درنقدادبی دستخوش دگرگونی های بسیاری شده زیراوقوع تحولات جدیددرهردوی این زمینه ها،سبب تغییراتی درشیوه ی انجام نقدگردیده است.درنتیجه توجه منتقدازروانشناسی به خواننده وفراترازخواننده به رابطه ی نویسنده،خواننده،متن وزبان معطوف گردیده است.
درابتدای پیدایش نقدروانکاوانه،ادبیات عمدتابرده ی سخن اربابانه ی روانکاوی بودوبرایاعتباربخشیدن به یافته های بالینی آن استفاده می شد؛ودر این مقاله سعی بر این است که رابطه روانکاوی با نقد ادبی مورد بررسی قرار گیرد. از منظر روانکاوی یکی از راههای کشف محتوای ناهشیار رؤیا است. هم در رؤیا و هم در ادبیات از مستقیمگویی اجتناب میشود. در ادبیات داستانی واجد ارزش ادبی است که یک بیانیهی سیاسی، اجتماعی، اخلاقی نباشد، بلکه داستاننویس هر چه که میخواهد بگوید، به مدد شخصیتها، موقعیت، زمان، مکان، حال و هوای داستان، کشمکش و تم خاص خودش گفته بشود. در رؤیا هم دقیقاًًًًًٌٌٌٍ همین طور است خواب حرفنمیزند، بلکه نشان میدهد. باتوجه به اینکه اشعارشاعران بزرگ نظیر:حافظ،سعدی،فردوسی،مولاناو...رابدون توجه به اهداف وافکارشاعرموردمطالعه قرارگرفت ؛این تحقیقاکمک می کندکه بااشعارشاعربرجسته ای هم چون مولانابیشترآشناشویم وازاین پس اشعارراباتوجه به محتواودرنظرگرفتن حالات وافکارواهداف شاعربخوانیم.
درجامعه ی امروزاغلب افراداشعارشاعران برجسته رافقط جهت لذت می خوانندویابدون بررسی اهداف وافکارنویسنده آنراموردنقدوبررسی قرارمی دهند.دراین تحقیق سعی برآن شدکه بدانیم چرامولانااین اشعارراسروده؟!وازنظرروانشناسانه به حالات وافکارمولانادربرخی اشعارش پرداخته شده.می توان درحالت روحی او تحقیق و بررسی کرد .
این موضوع به خاطر اهمیتی که دارد بسیار حائض اهمیت است و حتما پیشینه ی قوی داردوازنظرافرادی چون فروید،آدلر و یونگ چرا این اشعار این گونه بیان شده اند.
دراین پروژه تعدادی ازاشعارمولاناراموردبررسی ونقدیونگی قرارداده شده تا اثبات شود مولانا درچه شرایطی وباچه اهدافی آثارش رادرغزلیات شمس سروده ومنظوروی ازسرودن این آثارچه بوده است.

غزل شماره ی 121 :
اندر دل هیچ کس نگنجیم چون در سر اوست نشانه ی ما
هرجا پر او ببینی آن جاست یقین نشانه ی ما
نقد روانکاوانه : در این بیت به علت آوردن واژه هایی مانند نشانه ، تیر و ... حس خشونت و روح مردانگی مرد را به خوانند القا می کند و انتقال می دهد پس می توان گفت که طبق نظر یونگ در این بیت روح مردانه ی مرد گوینده است پس در این بیت "آنیموس " وجود دارد .
غزل شماره ی 129 :
نقد روانکاوانه : در این غزل گوینده عقل است چون به صورت کامل منطقی حرف خودش را می زند برای مثال می گوید به سوی کفر نرو و به سمت و ایین بازگرد و به اصل خودت بازگرد چون در این جا عقل سخن می گوید پس " فرامن " و در این بیت گوینده احساسات فرد است و مولانا ازاحساساتش می گوید که دل کسی را نشکند . رحم کردن و گذاشتن راه ستمگری به کنار را یاد آوری می کند این ها را چون منطقی نیستند و احساسات گوینده ی آن است پس عقل نمی تواند این هارا گفته باشد . پس به عقیده ی فروید در ای بیت " فرامن " وجود دارد .
غزل شماره ی 111 :
برای تو فدا کردیم جان ها کشیده بهر تو زخم زبان ها
شنیده طعنه های همچو آتش رسیده تیری کاری زان کمان ها
اگر دل را بردن آریم پیشت ببخشایی بر آن زان کمان ها
اگر دشمن تو را از من بدی گفت مها دشمان چه گوید جز چنان ها ؟
نقد روانکاوانه : در این بیت از غزل شماره ی 111 مولانا از سختی هایی که کشیده از زخم زبان هایی که شنیده و از بدی هایی که دیده و ... سخن می گوید و شکایت می کند . طبق نظر یونگ این ها ممکن است در مولانا به عقده تبدیل شده باشد که او این کونه این ها را در غزلش بیان می کند . پس می توان گفت که در این بیت از غزل مولانا " سایه " و عقده و جود دارد و می توان گفت در این بیت هایی که اورده شده است روحیه ی خشن و مردانه به وضوح دیده می شود و همچنین آوردن کلماتی همچون زخم ، طعنه ، اتش ، تیز ، کمان ، نشانه ، خون ، دشمن و ... این حس را به خوبی منتقل می کند پس در نتیجه می توان گفت در این غزل مولان " آنیموس " وجود دارد .
غزل شماره ی 113 :
ای مطرب دل برای یاری را در پرده ی زیر گوی زاری را
رو در چمن و به روی گل بنگر همدم شو بلبل بهاری را
نقد روانکاوانه : در این بیت از غزل مولانا ، پند و اندرز و نصیحت های اخلاقی نقش اساسی دارند . در وقاع گوینده ی ان احساسات مولاناست چون مخاطب دل قرار گرفته است و به او می گوید که همدم بلبل شو و به روی چمن برو و به گل نگاه کن پس می توان گفت در این بیت از غزل مولانا "من " هیچ نقشی ندارد و چون منطق او اصلا حضور ندارد و احساسی بودن غزل کاملا مشخص است می توان گفت که این غزل " فرامن " دارد .
غزل شماره ی 140 :
تا چند تو پس روی به پیش آ در کفر مرو به سوی کیش آ
در نیش تو نوش بین به نیش آ آخر تو به اصل اصل خویش آ
نقد روانکاوانه : در این غزل گوینده عقل است چون به صورت کامل منطقی حرف خودش را می زند برای مثال می گوید به سوی کفر نرو و به سمت و ایین بازگرد و به اصل خودت بازگرد چون در این جا عقل سخن می گوید پس " فرامن " و در این بیت گوینده احساسات فرد است و مولانا ازاحساساتش می گوید که دل کسی را نشکند . رحم کردن و گذاشتن راه ستمگری به کنار را یاد آوری می کند این ها را چون منطقی نیستند و احساسات گوینده ی آن است پس عقل نمی تواند این هارا گفته باشد . پس به عقیده ی فروید در ای بیت " فرامن " وجود دارد .
